کسی مرا نمی فهمد...!
صدایم را نمیشنود
دست هایم را نمیگیرد
دغدغه هایم را نمیشمارد
سخنی از آرامش نمیگوید
خیره در چشمانم نمیشود
درونم احساسی نمیجوید...
به پوزخندم خیره می مانند
که تلخ تر از طلسم و زهر است
به خیالشان هیچ نمی فهمم!
فکر میکنند سال هاست قهرم!